رساله‌، سودمندبودن سنگ پادزهرهاي مختلف را خاطرنشان مي‌كند. اين و برخي مطالب ديگر از قبيل داروهاي محبت نشان مي‌دهد كه ابن‌زهر كاملاً عاري از خرافات نبوده‌؛ ولي مشكل است‌ كه ما هم‌چنين انتظاري داشته باشيم‌.
مهم‌ترين تأليف ابن زهر التيسير است كه توصيفات باليني متعددي را داراست (غده‌هاي ميان‌ْ سينه‌اي‌،1 التهاب برون‌شامه‌ٴ قلب‌،2 سل روده‌اي‌،3 فلج حنجره‌اي‌،4 تورم گوش مياني‌،5 جرب‌6). شكافتن ناي‌، و تغذيه‌ٴ مصنوعي بيمار را از طريق گلو و راست‌روده تجويز مي‌كند؛ زيان‌بخش‌ بودن هوايي را كه از سوي مرداب مي‌وزد، دريافته بود. از هواداران سرسخت كالبدشكافي بود؛ استخوان‌هاي مردگان را مورد پژوهش قرار داد.
اغلب ابن‌زهر را به خاطر نخستين معرفي انگل مولد جرب‌7 ستوده‌اند؛ ازاين‌رو، او را مي‌شود قديمي‌ترين انگل‌شناس بزرگ بعد از الكساندر ترالسي (نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ ششم‌)، دانست‌. با اين‌همه‌، در اين مورد احمد طبري (نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ دهم‌)، بر او مقدم است‌، ولي من هنگام نوشتن‌ يادداشت مربوط به او (در ج 1، ص 663) اين را نمي‌دانستم‌. از آن هنگام‌، قسمت‌هايي از كتاب المعالجة البقراطية را محمد رَهِب به آلماني ترجمه كرد.8
ابن زهر يهودي نبود. اين مطلب كاملاً روشن است و نيازي به‌ذكر آن نيست‌، جز اين‌كه برخي‌ محققان برجسته‌، كه پيش از همه كازيري (غزيري‌)9 را مي‌توان گفت‌، اشتباهاً نظر مخالفي اظهار كرده‌اند.10
براي تكميل تاريخچه‌ٴ اين خاندان بزرگ پزشكي بايد گفت يگانه پسر ابن زهر، به نام ابوبكر محمد بن عبدالملك‌، ملقب به حفيد، در 1110 ـ 1111 (يا 1113 ـ 1114)، در اشبيليه زاده‌ شد، و در 1199، در مراكش درگذشت (مسموم شد). او پزشك موفقي بود، ولي در ميان‌ معاصرانش در مقام اديب و شاعر اعتبار زيادي داشت‌. كتابي در باب بيماريهاي چشم بدو منسوب است‌. ابن‌زهر دختري هم داشت كه قابله‌ٴ ماهري شد، هم‌چنان‌كه بعدها دختر او هم‌ به‌همان شغل مشغول شد. او هم در همان سال 1199، در مراكش همراه دايي‌اش به‌وسيله‌ٴ سم‌


mediastinal tumors .1
pericarditis .2
intestinal phtisis .3
pharyngeal paralysis .4
inflammation of the middle ear .5
scabies .6
7 .اشاره‌ٴ مربوط به انگل جرب را در ص 946 مي‌توان يافت‌.
Archiv fur Geschichte der Medizin, no 19, pp. 123-168, 1927, Isis, 10, p. 119. .8 
9.براي آگاهي بيشتر از زندگي و آثار ميخائيل غزيري  ¿ دائرةالمعارف مستشرقان اثر عبدالرحمن بداوي ترجمه‌ٴ صالح طباطبايي ص 417 ـ 419. ــ و.
Casiri, Bibliotheca arabico-hispana, 1760.10